از ريتمهاي روان غزل مولانا
| آن شعله نور میخرامد | وان فتنه حور میخرامد | |
| شب جامه سپید کرد زیرا | کان ماه ز دور میخرامد | |
| مستان شبانه را بشارت | ساقی به سحور میخرامد | |
| جان را به مثال عود سوزیم | کان کان بلور میخرامد | |
| آن فتنه نگر که بار دیگر | با صد شر و شور میخرامد | |
| آن دشمن صبرهای عاشق | در خون صبور میخرامد | |
| جانم به فدای آن سلیمان | کو جانب مور میخرامد | |
| جز چهره عاشقان مبینید | کان شاه غیور میخرامد | |
| در قالب خلق شمس تبریز | چون نفخه صور میخرامد |
+ نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط ح- قاسمی
|
آن خطاط سه گونه خط نوشتی یکی او خواندی لا غیر یکی هم او خواند ی هم غیراو .....یکی نه او خواندی نه غیر او ......آن خط سوم منم که سخن گویم نه من دانم نه غیر من......(شمس تبریزی)